خرید بک لینک

صمیمی ترین دوست دبیرستانم داره مامان میشه

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 18:57

یعنی دقیقا به اون اتفاقی دچار میشیم که منعش میکنیم

و همون چیزی که مسخره میکنیم سرمون میاد

+ اون روزی که اون اتفاق بد رخ داد من تنهاتر از الانم بودم

چرا الان اینطوری شدم ...

+فک کنم اینکه میگن خدا تو سختیا آدمارو بغل میکنه راست باشه

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 18:57

خوبم حرفی برای گفتن ندارم در حال حاضر یکم ناامیدم

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 18:57

هنوز چشمم خوب نشده خوب ک چ عرض کنم بدتر شده عملا چشم چپمو بستم و کارامو میکنم چهارشنبه صبح نمیتونستم چشممو باز کنم، اول فک کردم بخاطر کم خوابیه بعد گفتم شاید بخاطر سرماخوردگیه الان ک هیچ کدوم از علل موجود نیستن این معلول بی علت مونده نه قرمز شده نه هیچی فقط پشت پلک چشمم میسوزه و به خود چشمم میزنه و درد میکنه همکارم صبح دیده وضعیتو میگه چشم خوردی !آره دوبار !دلم نمیخواد برم دکتر هرچند وقتشم نیست . با بابا سرسنگینم و بخاطر چشمم نمیتونم رانندگی هم بکنم بنابراین قراره مدتی از اسنپ استفاده کنم .

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:14

ساعت ۸ اینا بود تقریبا، که همه چی درست شد نم نم !فردا بیشتر مینویسم الان خوابم میاد :/+ رفتم طبقه پایین کارامو انجام دادم اومدم بالا (شب شد چشمم بهتر شد احتمالا به آفتاب حساسیت دارم )درو باز کردم دیدم بابا قیافه گرفته هرقدر تلاش کردم نتونستم خودمو سرسنگین نگه دارم خندم گرفت گفتم از.... یادگرفتی قهر میکنی

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:14

داره بارون قشنگ میاد هم دارم از صداش لذت میبرم هم فحش میدم خودمو ک بگیر بخواب بیشتر

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:14

صفحه بندی